نویسنده: - چهارشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٩



نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:۴٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

حدود 1 سال پیش و در چنین روزهایی یعنی دقیقاً پس از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری و پس از شکست موسوی در این انتخابات اغتشاشاتی در کشور ایجاد شد که بسیاری از افراد صاحب‌نظر در عرصه سیاسی کشور مهدی هاشمی را یکی از عاملان ساماندهی آن معرفی می‌کردند.

 
























مهدی هاشمی کیست؟

مهدی هاشمی رفسنجانی بهرمانی تحصیلات خود را در رشته مخابرات در دانشگاه تهران به پایان رساند و کارشناسی ارشد مهندسی انرژی را از دانشگاه صنعتی شریف و دکترای مهندسی منابع انرژی را از دانشگاه آزاد دریافت کرده‌ است و در گذشته مسئولیت‌هایی را در وزارت نفت از جمله ریاست سازمان بهینه سازی مصرف سوخت بر عهده داشت.

مادر وی عفت مرعشی و پدرش اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است. فائزه و فاطمه دو خواهر و محسن و یاسر برادران او هستند.
مهدی با دخترعموی خود فرشته هاشمی ازدواج کرده و دو پسر به نام‌های فؤاد و یاسین دارد.

وی که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 در ستاد انتخاباتی پدرش اکبر هاشمی رفسنجانی فعالیت می‌کرد در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 نیز از حامیان میرحسین موسوی بود و در دانشگاه آزاد ستادی را برای کنترل صحت انتخابات! ایجاد کرده‌بود.
اما پس از انتخابات و شکست موسوی چند تن از متهمین در دادگاه متهمان پرونده کودتای مخملی اتهاماتی را علیه او مطرح کردند.

 









نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:۴۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

کدیور پس از نامه نگاری سرگشاده به سیدحسن خمینی و طرح این توقع که وی سیره امام خمینی و حاج سیداحمدآقا- رضوان الله تعالی علیهما- را نقد و رد کند، نامه سرگشاده ای هم به هاشمی و علیه رهبری منتشر کرد.

علاقه افراطی آقای دوربینی حلقه لندن به خودنمایی و نامه پراکنی باعث حرف و حدیث هایی درباره او شده است.
کدیور پس از نامه نگاری سرگشاده به سیدحسن خمینی و طرح این توقع که وی سیره امام خمینی و حاج سیداحمدآقا- رضوان الله تعالی علیهما- را نقد و رد کند، نامه سرگشاده ای هم به هاشمی و علیه رهبری منتشر کرد.
هرچند که با توجه به سوابق قلم به مزدی برادرزن مهاجرانی، سفارشی و رپرتاژ بودن نامه های اخیر از سوی محافل آمریکایی دور از ذهن نیست و از طرفی نمی توان سفر اخیر وی به تل آویو را در این میان نادیده گرفت، اما شهرت طلبی زیاده از حد و میل افراطی کدیور به هر قیمت گمانه دیگری است که اتفاقا مورد توجه سایت ضدانقلابی خودنویس قرار گرفته است.

 


خودنویس در تحلیل خودنمایی حجت الامسال هرمنوتیک نوشت: آیا نامه به نوه امام خمینی مبنی بر رد نظریه ولایت فقیه، که پدربزرگش با آن جمهوری اسلامی را بنیانگذاری کرد و پدربزرگ و پدرش برای حفظ آن هر تلاشی انجام دادند، تا آنجا که پدربزرگ گفت حفظ نظام از اوجب واجبات است، انتظاری واقعی را دنبال می کرد؟ آیا حسن خمینی، که هرچه دارد ناشی از پدر و پدربزرگش هست، می تواند به کل به میراث آن دو پشت پا بزند و همه آنها را رد کند؟ اگر سیدحسن خمینی با ولایت فقیه مخالف باشد، آیا در شرایط کنونی کشور رد علنی آن رکن اساسی قانون اساسی برای او مقدور است؟ اگر نیست، متن نامه دال بر چه چیزی است؟ وقتی هدف اصلی نگارش نامه محقق شدنی نباشد، نامه چه دستاوردی خواهد داشت؟ نویسنده می تواند دهها مقاله و کتاب بنویسد و در آنها ولایت فقیه را رد کند. اما نامه و درخواست از دیگری چیز دیگری است. متن نامه سرگشاده کدیور به هاشمی رفسنجانی هم همین مشکل را دارد. اگر یک درهزارم هم برای هاشمی رفسنجانی و دیگر اعضای مجلس خبرگان چنان درخواستی امکان طرح ندارد، این متن چه دستاوردی دارد؟ کدیور آن قدر هوشیار است که تند تند نامه های بدون رسیدن به هدف اصلی و تصریح شده ننویسد. برخی مدعی هستند که چون هاشمی رفسنجانی از طریق مهدی هاشمی هزینه مالی جرس را تامین می کند (گفته می شود آقای کدیور به یکی از روشنفکران دینی که از او پرسیده بود منابع مالی شما از کجا تامین می شود؟ گفته بود که از یکی از بزرگان از طریق فرزندش که در خارج از کشور است هزینه های جرس را می پردازد) حجت الاسلام کدیور باید هوای هاشمی رفسنجانی را داشته باشد و نه تنها در جرس انتقادی از او نشود، بلکه او را مخاطب درخواست های حل بحران های جمهوری اسلامی قلمداد کنند. اما رسیدن به این هدف بدون نگارش این نامه هم قابل دستیابی است. این نامه یک در میلیون امکان تحقق ندارد. پس متن نامه چه مقصودی را برآورده خواهد کرد؟

 


این سایت ضدانقلابی می افزاید: «نامه هایی که به هیچ وجه به اهداف تصریح شده نمی رسند، به چه چیز می رسند؟ نامه تک نفره، با درخواست هایی ناممکن از نظر تجربی، چه نتیجه ای دارد؟ شاید تنها نتیجه عملی این نوع نامه ها، خود نامه تک نفره باشد؟ مگر این کم نتیجه ای است که حجت الاسلامی وجود دارد که نامه های تک امضایی بدون نتیجه می نویسد؟ به جای آنکه به محال تجربی بودن اهداف مصرح توجه کنید، به خود نامه بنگرید که نویسنده ای دارد که از موضع بالا نامه می نویسد. درست است که سیاست محل کارهای شدنی و نتیجه بخش است. اما اگر خواننده نامه به این نکته بیندیشد که نویسنده در آمریکا نشسته و از فلوشیپ های آمریکایی استفاده می کند و بدون ترس از پرداخت کمترین هزینه این نامه ها را می نویسد، باز هم نگاه نادرستی به متن دارد و خوانش او به تفسیری درست منتهی نمی شود. نامه ای داریم و نویسنده ای. نویسنده ای که شعارهای معترضان پس از انتخابات را عوض می کند. نویسنده ای که حد و مرز جنبش سبز را تعیین می کند که چه کسانی عضو آنند و چه کسانی بیرون آن؟ نویسنده ای که به همه نامه می نویسد و برای آنها تعیین تکلیف می کند. نویسنده مهم است، نه نامه. نتیجه مهم است، اما نتیجه آنی نیست که به عنوان هدف تصریح شده، نتیجه این است که نویسنده بسیار مهم است»(!)

 


شایان ذکر است کدیور اخیرا در گفت وگو با صدای آمریکا مدعی شد آشوبگران در تظاهرات روز قدس شعار «هم غزه هم لبنان سر می دادند» و نه شعار «نه غزه، نه لبنان».
این ادعا باعث هو شدن وی از سوی ضدانقلاب و رد کردن انبوه فیلم های تظاهرات آن روز شد.
کدیور در پوشش لباس آخوندی پیش از این ارتباطاتی با بیت منتظری از یک سو و برخی حلقه های بهایی در خارج از طرف دیگر داشت و از این طریق مورد عنایت محافل اطلاعاتی آمریکا بود. اما گویا با درگذشت آقای منتظری و سرآمد عمر فتنه سبز با پوشش دین، تاریخ انقضای مزدوری او هم رسیده است. شاید به همین دلیل هم هست که او می کوشد با انکار واقعیات از طرفی و قلمبه گویی و موج سازی از طرف دیگر، به اربابان خود چنین القا کند که هنوز هم به درد می خورد.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:۴۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

مقامات کاخ سفید پیامی به‌ شورای رهبری حزب کارگران کردستان ارسال کرده‌اند و از مقامات پ.ک.ک خواسته‌اند‌ تا اجازه‌ دهند اعضای گروهک منافقین در کوهای قندیل واقع در مرز ایران مستقر شوند.

 

همزمان با نزدیک شدن زمان خروج نظامیان آمریکایی از خاک عراق و تصمیم قاطع دولت این کشور برای دستگیری و اخراج گروهک منافقین از عراق، مقامات آمریکایی از هم اکنون به‌ تکاپو افتاده‌اند تا قبل از خروج خود، گروهک تروریستی منافقین را در کوهها هم مرز با ایران مستقر کنند.

 

منبعی موثق از شورای رهبری حزب کارگران کردستان موسوم به‌ پ.ک.ک در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری فارس در اربیل، معامله‌ مقامات آمریکایی با شورشیان "پ.ک.ک " را فاش کرد.
وی اظهار داشت:‌ روز شنبه‌ پیامی از طرف مقامات کاخ سفید به‌ شورای رهبری شورشیان پ.ک.ک ارسال شده‌ که‌ در این پیام از مقامات پ.ک.ک خواسته‌ شده‌ ، اجازه‌ دهند اعضای گروهک منافقین در کوهای قندیل واقع در مرز ایران مستقر شوند.
وی در پاسخ به‌ این سوال که‌ مقامات آمریکایی در مقابل، چه‌ چیزی را به‌ شما پیشنهاد کرده‌اند؟ گفت: آنها به‌ ما قول داده‌اند که‌ در صورت قبول این شرط ، حملات ارتش ترکیه‌ علیه‌ ما را متوقف خواهند کرد.

 


این مقام بلند پایه‌ شورای رهبری شورشیان پ.ک.ک با بیان اینکه‌ هم اکنون این پیشنهاد در حال بررسی است به‌ پاسخ این نیروها به‌ درخواست مقامات آمریکایی اشاره‌ای نکرد.
سلسله‌ کوهای قندیل مناطق صعب العبوری هستند که‌ هم اکنون محل استقرار شورشیان پ.ک.ک و گروهک تروریستی پژاک است.
این مناطق هم مرز با ایران و ترکیه‌ است.
خبرگزاری فارس در آینده‌ای نزدیک جزئیات این پیشنهاد و پاسخ شورشیان پ.ک.ک را به‌ اطلاع خواهد رساند.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:۴٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

در روزهای اخیر جلسه ای در دفتر تهران آیت الله موسوی اردبیلی و با حضور چهره های شاخص سیاسی در منطقه جماران برگزار شده است.

 

 

 

 

 

این جلسه با دو دستور کار برگزار شده است. دستور کار اول مربوط به بررسی و تحلیل آخرین مسایل سیاسی روز بود که تعدادی از حاضران ارزیابی خود را از آخرین تحولات کشور به ویژه در زمینه عملکرد دولت دهم در زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین الملل ارائه کردند.
دستور کار دوم مربوط به دانشگاه آزاد بود. ابتدا هاشمی رفسنجانی با ارائه گزارشی از آخرین اقدامات انجام شده در ارتباط با دانشگاه آزاد از تشکیل کمیته ای زیر نظر رئیس قوه قضائیه خبر داد که قرار است این کمیته به زودی نظر خود را درباره مبانی فقهی و حقوقی وقف دانشگاه آزاد به آیت الله لاریجانی گزارش نمایند.
حاضران در جلسه سپس به ارزیابی مبانی فقهی آیت الله صادق لاریجانی که مخالف با وقف دانشگاه آزاد است پرداخته و یکی از حاضران پیشنهاد کرد هاشمی رفسنجانی در حاشیه جلسه مجمع تشخیص مصلحت دیداری ددر این خصوص با صادق لاریجانی داشته باشد.

 

این گزارش می افزاید؛ یکی دیگر از افراد حاضر پیشنهاد کرد با افراد کمیته منصوب توسط رئیس قوه قضائیه ارتباط برقرار شود تا موضوع صحت وقف دانشگاه آزاد در گزارش کمیته اعمال شود.
همچنین پیشنهاد شد از برخی محققان و پژوهشگران همچون محقق داماد و طیفی از اساتید دانشگاه مفید قم برای تائید موضوع وقف دانشگاه آزاد در قالب تهیه مقالات پژوهشی و برپایی جلسات تخصصی استفاده شود.
در پایان جلسه ، تعدادی از حاضران خواستار اصلاح روابط خاتمی و کروبی و انعکاس آن در رسانه های کشور شدند.
این گزارش می افزاید جلسه با حضور چهره هایی چون هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، سید حسن خمینی، کروبی، میرحسین موسوی و تعدادی از اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین که در ماه های گذشته از زندان آزاد شدند برگزار شده است.
تاکنون رسانه های وابسته به افراد حاضر در جلسه از انتشار هر گونه خبر و گزارشی درباره این نشست خودداری کرده اند.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

شبکه تلویزیونی ای بی سی آمریکا گزارش تهیه شده از سوی گزارشگران این شبکه درباره وضعیت اپوزیسیون در ایران را منتشر کرد.
جم اسکوتو و برونو رابر که اخیرا از سوی این شبکه تلویزیونی به ایران سفر کرده بودند پس از بازگشت در گزارشی وضعیت اپوزیسیون در ایران را وخیم توصیف کردند.
در گزارش این دو گزارشگر شبکه تلویزیونی آمریکا آمده در سالگرد انتخابات به طور پنهانی با برخی اعضای اپوزیسیون ایران گفتگو کردیم. آنها دنبال پنهان شدن هستند و گیج به نظر می رسند. ترس عمیقی در آنها دیده می شود و روحیه آنها تضعیف و به هم ریخته به نظر می رسد.
گزارشگران شبکه “ای بی سی” گفته اند یکی از فعالان اپوزیسیون به ما گفت: دیگر از انقلاب خبری نیست و ما باید به دنبال تغییر تدریجی باشیم که ممکن است10  سال طول بکشد.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:۳۴ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

مهدی هاشمی که در انتخابات ریاست جمهوری نهم رئیس ستاد انتخاباتی پدرش را بر عهده داشت پس از مناظره تلویزیونی پدرش در شبکه جام‌جم، حمله نظامیان آمریکایی به ایران را پیش‌بینی کرده بود.

محمد حسین فرهنگی، عضو هیئت رئیسه مجلس،‌ در جلسه هفتگی جامعه انجمن‌های اسلامی و اصناف بازار به تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پرداخت و اظهار داشت: قطعنامه شورای امنیت علیه ملت ایران با فشار و لابی آمریکا به تصویب رسیده است؛ چرا که نفس تصویب قطعنامه برای فشار سیاسی از محتوای اقتصادی برای آمریکایی‌ها بیشتر اهمیت داشت.

نماینده مردم تبریز در ادامه گفت: مساله قطعنامه و تحریم‌ها علیه ملت ایران از سال‌های قبل نیز وجود داشته به طوری که در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بنده به اتفاق فرزند آقای هاشمی که ریاست ستاد انتخاباتی او را نیز به عهده داشت، بعد از مناظره تلویزیونی در شبکه جام‌جم و هنگامی که در دفتر مدیر شبکه بودیم، فرزند هاشمی به صورت جدی اذعان داشت که حتی اگر آقای هاشمی هم رای بیاورد، باز هم صدور قطعنامه و تحریم پابرجا است.

بر پایه گزارش فارس، عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی، خاطرنشان کرد: فرزند آقای هاشمی حتی حمله نظامی علیه ایران را در آن زمان پیش‌بینی می‌کرد ولی عنایت الهی و حضور مردم قهرمان ایران در صحنه و هدایت‌های ارزشمند و بسیار سنجیده مقام معظم رهبری مجموعاً مانع از اجرای کامل این نوع قطعنامه‌ها و به تعویق افتادن آنها شد.

فرهنگی با اشاره به رویکرد برخی از نیروهای انقلاب که در برابر مواضع به حق جمهوری اسلامی علیه غرب ایراد می‌گیرند، افزود: دوستان انقلاب با ایراد به این موضوع که چرا در برابر دشمنان مواضع تند گرفته و نظام اسلامی با شدت در صحنه‌های بین‌المللی ظاهر می‌شوید، موجب خوشحالی مخالفان جمهوری اسلامی می‌شوند.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

دختر هاشمی رفسنجانی سخنان عمویش درباره شغل فرزندان رئیس مجمع تشخیص را رد کرد.

شبکه ایران نوشت: درحالی که چندی پیش برادر هاشمی اعلام کرده بود که برادرزاده‌هایش فقط کشاورزی می‌کنند، دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت در جدیدترین مصاحبه خود تنها منبع تامین زندگی خود را درآمد شوهرش دانسته و اعلام کرده که با وجود مسئولیت‌های مختلف، از هیچ جا حقوق دریافت نمی‌کند.

مردم در نماز جمعه پدرم آسیب دیدند
فائزه هاشمی رفسنجانی در مصاحبه با یک سایت اصلاح‌طلب، سخنانی را هم در مورد علت عدم حضور پدرش در نماز جمعه از حدود یک سال پیش بیان کرده است.
وی در ادعایی جالب گفته است: تا آنجایی که می دانم تا قبل ازعید مرتب برای نمازجمعه به ایشان زنگ زده شد که مثلاً شما می روید این هفته برای نماز و ایشان می گفتند نه نمی روم.
فائزه هاشمی علت این اظهارات پدرش را "آسیب دیدن مردم در نماز جمعه 26 تیر" دانسته است. البته او اشاره نکرده که این آسیب دیدن به خاطر سخنان آقای هاشمی در نمازجمعه بوده یا مساله‌ای دیگر.
دختر رئیس مجلس خبرگان درباره فعالیت‌ها و مسئولیت‌هایی که دارد هم گفته است: من از همان سال اولی که وارد فعالیت‌های اجتماعی شدم اصلا حقوق نگرفتم.

کشاورزی نمی‌کنم؛ شوهرم روانپزشک است
خانم هاشمی همچنین در پاسخ به این سوال که "یعنی شما از همسرتان کسب درآمد می کنید؟"، آن را تایید کرده و اظهار داشته است: بله، ایشان هم دکتر روانپزشک هستند و مثل هر خانواده دیگری من هم از همان جا تامین می‌شوم.
البته چندی پیش، محمد هاشمی، عموی فائزه و برادر آقای اکبر هاشمی رفسنجانی گفته بود که فرزندان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به جز "کشاورزی در رفسنجان"، کار اقتصادی دیگری ندارند!
گفتنی است حضور خانم هاشمی در تجمعات مربوط به اغتشاشات و آشوب‌های خیابانی در سال گذشته نظیر درگیری‌های دانشگاه علوم و تحقیقات و همچنین آشوب‌های روز عاشورا در تهران، با انتقاد شدید مردم و نمایندگان مجلس روبرو شده بود؛ تا جایی که دادستان تهران از تشکیل پرونده برای رسیدگی به شکایات از فائزه هاشمی خبر داده است.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

مهدی هاشمی در حاشیه یک مناظره تلویزیونی در ایام انتخابات گفته بود که حتی اگر آقای هاشمی هم رای بیاورد، باز هم صدور قطعنامه و تحریم پابرجا است.
محمدحسین فرهنگی عضو هیات رئیسه مجلس دیروز سخنران نشست ماهانه جامعه انجمن‌های اسلامی و اصناف بازار بود که طی آن به گفت‎وگوی خودش با فرزند ایت‎الله هاشمی در یکی از مناظره‏های انتخاباتی ریاست جمهوری نهم اشاره کرد و گفت: بعد از مناظره تلویزیونی در شبکه جام جم و هنگامی که در دفتر مدیر شبکه بودیم، آقای مهدی هاشمی به صورت جدی اذعان داشت که حتی اگر آقای هاشمی هم رای بیاورد، باز هم صدور قطعنامه و تحریم پابرجا است.

به گفته وی، فرزند هاشمی حتی حمله نظامی علیه ایران را در آن زمان پیش بینی می کرد ولی عنایت الهی و حضور مردم قهرمان ایران در صحنه و هدایت‌های ارزشمند و بسیار سنجیده مقام معظم رهبری مجموعا مانع از اجرای کامل این نوع قطعنامه‌ها و به تعویق افتادن آنها شد.

وی گفت:قطعنامه شورای امنیت علیه ملت ایران با فشار و لابی آمریکا به تصویب رسیده است؛ چرا که نفس تصویب قطعنامه برای فشار سیاسی از محتوای اقتصادی برای آمریکایی‌ها بیشتر اهمیت داشت.

فرهنگی ادامه داد:دشمنان ایران در طول دهه‌های اخیر، از طریق صدور قطعنامه بر علیه ایران درصدد ضربه زدن به جمهوری اسلامی هستند که در کنار آن دولت‌های غربی با حمایت از کودتا علیه مصدق و حمایت از رژیم سابق، تحمیل جنگ و برنامه ریزی کودتاهای مختلف بعد از انقلاب برنامه‌هایی را جهت وارد آوردن فشار به نظام جمهوری اسلامی ایران داشتند.

او افزود:دوستان انقلاب با ایراد به این موضوع که چرا در برابر دشمنان مواضع تند گرفته و نظام اسلامی با شدت در صحنه‌های بین‌المللی ظاهر می‌شوید، موجب خوشحالی مخالفان جمهوری اسلامی می شوند.

وی افزود:راه مقابله با کشورهای زورگوی غربی این است که در ابتدا بهانه‌ای واهی در اختیار غربیان نگذاریم و با منطق اسلامی در مذاکرات در نهایت حافظ منافع ملی و باورهای دینی خود باشیم.

عضو هیئت رئیسه مجلس گفت:در انتخابات سال گذشته اگر یک مقدار کج سلیقگی بعضی از آقایان نبود، همان طراوت روز 22 خرداد بین مردم می ماند و این قطعنامه صادر نمی‌شد؛ چرا که ساعاتی پس از رای گیری و قبل از شمارش آرا آقای اوباما در مصاحبه تلویزیونی خود با اشاره به حضور حداکثری مردم ایران در انتخابات ریاست جمهوری به تغییر سیاست‌ها در مقابل ایران تاکید کرد اما حوادث بعد از انتخابات موجب شد، اوباما با ادعاهای واهی علیه نظام اسلامی موضع گیری کند.

او درادامه افزود:قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل هیچگاه جنبه اجرایی خاصی نداشته و حتی آمریکا و غرب نیز زیاد به این قطعنامه‌ها دلخوش نکرده اند؛ چرا که از این قطعنامه‌ها برای پاکستان هم زیاد صادر شد ولی مشاهده می‌کنیم که هیچگاه جنبه عملی پیدا نکرده است.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

اطرافیان خاتمی، این نوع برخوردها از سوی همسر میر حسین را بی‌حرمتی به خاتمی دانسته و اعلام داشته‌اند، مشکل اصلی در رفتار آقای موسوی است که اجازه می‌دهد این خانم اینگونه بی‌حرمتی نماید.


پس از ملاقات موسوی وخاتمی که در آن مطالبی در انتقاد از یکدیگر مطرح شده بود، زهرا رهنورد نسبت به اظهارات خاتمی بر آشفته شده و با لحن ناخوشایندی خاتمی را خطاب می‌نماید و از میر حسین می‌خواهد، همانگونه که تا اینجا رهبری جنبش را برعهده داشته از این به بعد هم بدون اتکاء به آدم‌های سازشکار و.... این رسالت را تا انتها ادامه دهد.

بر اساس گزارش جوان آنلاین،‌ ظاهراً عصبانیت رهنورد و طرح این مطالب در جمع عده‌ای از عوامل فتنه، به سمع خاتمی و اطرافیان ایشان می‌رسد و خاتمی با سکوت وابراز تاسف (تکان دادن سر) از اظهار نظر خودداری می‌کند ولی اطرافیان وی، این نوع برخورد از سوی همسر میر حسین را بی‌حرمتی به خاتمی دانسته و اعلام داشته‌اند، مشکل اصلی در رفتار آقای موسوی است که اجازه می‌دهد این خانم اینگونه بی‌حرمتی نماید.

در همین راستا منابع آگاه از یک جلسه مهم و حیاتی در اردوگاه اصلاح طلبان خبر می‌دهند که عن قریب برگزار خواهد شد و اینگونه که مطرح است تصمیمات سرنوشت سازی گرفته خواهد شد.

گفتنی است اختلافات اصلاح طلبان و موسوی سابقه‌ای چند ماهه دارد و با وجود اینکه سعی شده در محافل رسانه‌ای مطرح نگردد، این اواخر به قدری حاد شده است که در بین هواداران هم رسوخ پیدا کرده است و از قرائن واخبار جسته و گریخته چنین بر می‌آید که بزودی باید منتظر تغییر وتحولات مهمی در بین جریان فتنه سبز بود.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

رسالت نوشت:
صانعی در سفر به کاشان مقدمات راه اندازی دفترش در این شهر را فراهم کرد.
آیت الله صانعی که در سال های اول پیروزی انقلاب مواضع تند و انقلابی داشت اما در سال های اخیر به سوی اصلاح طلبان گرایش پیدا کرد اخیرا به فکر تاسیس دفتر در شهرهایی خارج از حوزه علمیه قم برآمده است.
صانعی اخیرا به کاشان سفری داشته و آقای م.ص از اعضای شورای شهر کاشان میزبانی وی را بر عهده داشت. صانعی در اقامت کوتاه خود در کاشان با تعدادی از اصلاح طلبان این شهر دیدار کرد. نزدیکان صانعی گفته اند وی در این سفر مقدمات راه اندازی دفتر خود در کاشان را فراهم کرده است. برخی از عناصر نزدیک به دفتر صانعی در قم معتقدند وی پس از رحلت آقای منتظری تلاش کرد تا محوریت جریان روحانیت در جریان اصلاحات را در اختیار خود بگیرد و انتظار داشت نماز بر پیکر مرحوم آقای منتظری را او بخواهد اما مخالفت هایی که از سوی نزدیکان آن مرحوم شد باعث دلخوری صانعی گردید و از سوی دیگر فتاوای عجیب و غریب صانعی با مخالفت برخی علمای برجسته حوزه علمیه قم روبه رو شد و موجب گردید جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با صدور اطلاعیه ای آقای صانعی را فاقد صلاحیت لازم برای تصدی امر مرجعیت بداند. علاوه بر این دستگیری مسئول دفتر وی در یکی از استان های جنوبی و... باعث شد صانعی حوزه فعالیت خود را از قم به سایر نقاط منتقل کند که کاشان و اراک برای این منظور آماده شده است.








نویسنده : سهیل ; ساعت ٩:۳۴ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

اینکه برخی برای من از عنوان آقازاده‌ای که از پیگرد قضایی مصون است استفاده می‌کنند به نظر من فقط یک جور فرافکنی است چون من شخصا چندین بار دادگاه رفتم....قبل ازعید مرتب برای نمازجمعه به ایشان زنگ زده شد که مثلاً شما می روید این هفته برای نماز و ایشان می گفتند نه نمی روم.
فائزه هاشمی تاکید کرد که بارها از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی خواسته شده که به نماز جمعه تهران باز گردد.

سایت خبری دی پرس به گفتگویی مشروح با فائزه هاشمی پرداخته است.

بخش‌هایی از این گفتگو در ادامه می‌آید:


• به نظر می رسد که عدالت آن گونه که باید اجرا نشده است و قوانین آن گونه که باید پیاده نشده است بسیاری از اصول قانون اساسی ما الان معطل است و اصلا اجرا نمی شود و زمانی که قانون اجرا نشود طبیعتا ظلم را به دنبال دارد حالا بعضی ها معتقدند این گروه دارند به آن گروه ظلم می کنند بعضی ها معتقدند برعکس آن گروه دارد به این گروه ظلم می کند. من هم چون خودم یک طرف دعوا محسوب می شوم طبیعتا هر حرفی بزنم از طرف گروه مخالف تلقی می شود که دارند از گروه خودشان دفاع می کنند یا فرافکنی می کنند.


• من فکر می کنم که باز خود قانون و خود قوه قضاییه مهمترین محک برای اینکه واقعا ظلم شده یا نشده است، می باشد و اگر ظلم شده چه فرد یا گروهی به دیگری ظلم کرده و مهمترین وسیله جبرانش هم باز همین قانون و قوه قضاییه است که براساس یک سری استانداردها که براساس خود قانون باید باشد - یعنی خود قانون بهترین راه حل است - ارزیابی شود و این ظلم جبران شود.

• اینکه برخی برای من از عنوان آقازاده‌ای که از پیگرد قضایی مصون است استفاده می‌کنند به نظر من فقط یک جور فرافکنی است، چون من شخصا چندین بار دادگاه رفتم، زندان رفتم ولی ازهمه دادگاه هایی که رفتم تبرئه شدم و بیرون آمدم، اگر مصون هستم پس چرا پایم به دادگاه باز شده است؟ این پیگردها از همان روزنامه زن شروع شد و ادامه پیدا کرد و طی یکسال گذشته رفتارهایی که با ما می شود نشان دهنده این نیست که مصونیتی بر ما وجود دارد نمی شود من مصون باشم و این همه تهمت و دروغ و افترا وجود داشته باشد. نمی شود من مصون باشم و شکایت من یک دانه اش هم رسیدگی نشود. اگر اینها را در کنار همدیگر قرار بدهیم می بینیم که این حرف هایی که زده می شود واقعیت ندارد ولی ما از آن طرف می بینیم که متاسفانه یک گروهی که شاید گروه کمی نباشند با زور و با استفاده از جایگاه هایی که پیدا کردند با تهمت و افتراء و با هرگونه کار خلاف به اهدافشان می رسند. این موارد باید بررسی شود.

• پدرم نه قهر است و نه فشار تا آنجایی که می دانم تا قبل ازعید مرتب برای نمازجمعه به ایشان زنگ زده شد که مثلاً شما می روید این هفته برای نماز و ایشان می گفتند نه نمی روم. این جور هم نبود که آنها فشار بیاورند که ایشان نمازجمعه نروند فکر می کنم خودشان هم یکی- دوبار علت این موضوع را گفته است.چون آن روز( نماز جمعه26 تیر)مردم خیلی آسیب دیدند، من شنیدم ایشان می گفتند چون اگر مجددا به نماز جمعه بروم همین اتفاق دوباره تکرار می شود و مردم آسیب می بینند من حاضر نیستم به نماز جمعه بروم.نگران هستند ایشان، به شدت نگران آینده مملکت هستند.

• من اصلا از فدراسیون اسلامی ورزشی زنان حقوق نمی گیرم. من از همان سال اولی که وارد فعالیت های اجتماعی شدم اصلا در المپیک نایب رئیس بودم من هیچ وقت مسئولیت های آنچنانی نداشتم ، تنها حقوقی که من گرفتم دوره چهار ساله مجلس ام بود. خب من هم یک زن معمولی هستم که همسر دارم و همسرم من را تامین می کند و من خودم درآمدی ندارم.








نویسنده : سهیل ; ساعت ٧:٠۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

پس از اینکه مافیای قدرت موفق شد در گام اول با سیاسی جلوه دادن پیگیری های صورت گرفته جهت پایان دادن سیطره اش بر خوان گسترده دانشگاه آزاد، مانع از اجرای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص وقف اموال دانشگاه آزاد و تغییر اعضای هیات امنای دانشگاه مذکور شود، طراحی لازم برای برداشتن گام های دیگری را انجام داده است .
در همین راستا برخی از اعضای هیات امنای دانشگاه مذکور که کوس رسوای ارتباط علنی آنها با عناصر بدنام، متوهم، بی خرد و دشمن سوئی چون کروبی و موسوی قبلا به صدا درآمده ولی خود را در سایه نام نیک و تبار خانوادگی مخفی کرده اند، نقشی محوری را بر عهده گرفته و قصد داردند طی تماس با برخی از مراجع و علمای طراز اول کشور، با ارایه اطلاعات غلط به هر نحو ممکن نظر مساعد فقهی آنان را پیرامون صحیح بودن مقوله وقف دانشگاه آزاد کسب نمایند.
در این زمینه قرار است تماس هایی با حضرات آیات جوادی آملی، مظاهری، امینی، موسوی اردبیلی و . . . برقرار شده و نقطه نظرات آنان در این زمینه جلب گردد .
این وضعیت در شرایطی رخ می دهد که مقام معظم رهبری اخیرا دستور تشکیل هیات فقهی و حقوقی خاصی را برای بررسی موضوع وقف دانشگاه آزاد صادر کرده اند ولی مافیای قدرت که یک شاخه آن در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجالس هفتم و هشتم لانه کرده در تلاش است تا با این اقدام خود بر روند فعالیت هیات مذکور تاثیر بگذارد.
از دیگر برنامه هایی که از سوی مافیای قدرت طراحی و وارد فاز اجرایی شده است، موضوع تغییر ریاست دانشگاه آزاد اسلامی می باشد چرا که به زعم آنان ریاست دانشگاه آزاد، سطح استراتژیک دعوای شورای عالی انقلاب فرهنگی از تغییر اعضای هیات امنا و رد موضوع وقف که به سیطره خانوادگی و موروثی آنان پایان می دهد، به تغییر ریاست دانشگاه تنزل یافته  و بحث دعوای مذکور به زعم آنان خاتمه یافته تلقی خواهد شد .
در همین رابطه چند تن از اعضای هیات امنا که خود را مالک بدون منازع  دانشگاه آزاد می دانند بدون هماهنگی و مشورت با سایر اعضای هیات مذکور، مذاکراتی پنهانی را با تعدادی برای پذیرش سرپرستی دانشگاه داشته و سعی دارند روند تغییر ریاست دانشگاه را به یکباره اعلام و اجرا نمایند .
بدیهی است با این اقدام آنان شورای عالی انقلاب فرهنگی بدلیل عدم هماهنگی قبلی مجبور به واکنش شده و دعواهای جدید متوجه موضوع ریاست دانشگاه آزاد اسلامی خواهد شد، نه موضوع وقف و هیات امنا !؟!
از دیگر رویکردهای مافیای قدرت قیاس دانشگاه آزاد با سایر دانشگاه هایی است که توسط روحانیون اداره می شود .
در این رویکرد قرار است سلسله مقالات و نوشته هایی پیرامون ضرورت پیوند حوزه و دانشگاه در رسانه ها درج و با طرح مثال هایی از دانشگاه های موفقی همچون امام صادق (ع)، علوم حدیث و دانشگاه مفید که توسط روحانیون بلند پایه اداره می شوند اینگونه مطرح گردد که مزیت دانشگاه آزاد این است که در مدیریت کلان آن فردی روحانی می باشد .
ولی طراحان این رویکرد از یاد برده اند که برخی واحد های دانشگاه آزاد خصوصا واحدهای تهرانی آن، هم اکنون بدترین شرایط ممکن را در ترویج بی عدالتی و اخذ مبالغ کلان غیر قابل توجیه در سطح دانشگاه آزاد داشته و طرح موضوع میدیریت کلان دانشگاه آزاد توسط فردی روحانی که حتی حاضر نیست در برابر تخلفات آشکار فرزندانش کوچکترین واکنشی نشان دهد و از مدافعان چشم بسته آنان است، تنها به ایجاد وهن پیرامون روحانیت عادل و انقلابی خواهد انجامید .








نویسنده : سهیل ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٩

در روزگاران گذشته جمعی از روشنفکران این مرز بوم به بهانه همراهی همگرایی خود با نیروهای متجدد و نوگرای غربی در لباس روزشنفکری زیبا زندگانی میکردند و در باطن عناصری از مارکس و ... بیش نبودند اقدام به برخی سیاه سازیها در عرصه های سیاسی و رهبری نظام نمودند که در مخوفترین و در عین حال عجیبترین آن میتوان به متن دفاعیات عبدالله نوری اشاره کرد که چیزی جز زیر پا نهادن اسلامیت و انقلاب ایران زمین تحت رهبری حضرت روح الله نبود . در عین حال در بین همفکران خود نام شوکران اصلاح را بر آن نهادند تا خود را فدایی و سرباز گرفتار اصلاحات نشان دهند.این سناریو در چند صباح بعد با عملکرد واضح اطرافیان حلقه اصلاحات خود به خود برفراموشی سپرده شد به صورتی که هیچ کلامی تا به امروز پیرامون حمله خزنده و نابخردانه اصلاحات چیان به حضرت روح الله و رهبری ایشان به صورت مستقیم وارد نشده بود.


ولی در همین لحظات که این متن نوشته میشود گویا این افراد دگر بار بر مشی سابق خویش برگشته اند و استراتژیهای کهنه و شکست خورده خود را دوباره در معرض آزمایشی جدید میگذارند . قضایا از متن دفاعیات عیسی سحر خیز و نامه محسن کدیور به هاشمی رفسنجانی و نوشته ای از هادی قابل  شروع شد که قلب نظام اسلامی را نشانه گرفته اند. آری این رکن رکین  نظام به صورت سازماندهی شده در این چند روز مورد حمله این عناصر قرار گرفته و احتمالا در چند روز آینده به جمع این نابخردان نیز افزوده شود.


در این نوشتار نمی خواهیم به نقد اینان بپردازیم ولی تنها امروز به هشداری بسنده میکنیم که :

ای کوفیان زمان
شما که امروز بحث عدالت در صدر اسلام و رهبری حضرت روح الله را پیش میکشید در این چند ساله که توانستید به هر روشی ابراز وجود کنید جز تزویر و دروغ گویی و عوام فریبی چه تحرکی در جامعه ایجاد کردید که در گفته ها و نوشتارتان که خوراکی برای نسل جوان است یعنی نسلی که نتوانسته حضرت امام را درک کند نسخه پیچی میکنید و از دور شدن ملاکهای انقلاب با آنچه حضرت امام داشته سخن میرانید.


این تنها هشداریست نسبت به این خزندگان سیاسی








نویسنده : سهیل ; ساعت ۸:٢۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢۸

این جریان می گوید که می توان با مرجع ارتباط مستقیم گرفت و لازم نیست که آدم به مبانی فقه و فقاهت اطلاع و اشراف داشته باشد و می تواند خودش مستقیم ارتباط بگیرد. این آدم ها می گویند که ما مستقیم با آقا امام زمان(عج) ارتباط می گیریم و به شما راه را نشان می دهیم. صرف مخالفت با تصدی امور اجرایی توسط روحانیت نیست و مسئله عمیق تر است... این جریان متأسفانه قائل به ولایت فقیه آن‎طور که امام راحل تبیین کرده و ما به آن معتقدیم، نیستند. این‎ها می گویند آدم می تواند از طریق یک پیرزن بی سواد هم ارتباط برقرار کرده و نیازهای دینی خود را تأمین کند و نیازی به روحانیت نیست.

سید‎مرتضی نبوی از باسابقه ترین فعالان سیاسی اصول‎گراست که البته در تمام این سال ها علی‎رغم عضویت در جامعه اسلامی مهندسین به‎عنوان عضو مؤسس همواره وزن سیاسی اش سنگین تر از جایگاهش در تشکل مطبوعش بوده است. بسیار متین و آرام سخن می گوید و معمولا مواضع تند و تیز نمی گیرد. اما این بار سخنانی بر زبان راند که اگر نگوییم برای اولین بار به این صراحت بیان شدند، حداقل کمتر این‎قدر صریح گفته و شنیده شده اند. وی در مصاحبه با «پنجره» عمده ترین نگرانی خود از آینده فضای سیاسی کشور را غالب شدن جریانی در بین اصول‎گرایان می داند که جایگاهی خاص و ویژه برای خود قائل بوده و به دنبال اصول‎گرایی منهای روحانیت است. در پاسخ به این سئوال که آیا این جریان مخالف تصدی مسئولیت های اجرایی توسط روحانیون است، به صراحت تأکید کرد که «نه» و توضیح داد: این طیف از اصول‎گرایان طرفدار کنار گذاشتن نقش روحانیت در جامعه در همه امور دینی، فقهی و سیاسی هستند. این ها به ولایت فقیهی که حضرت امام راحل تبیین کرده و ما به آن معتقدیم، اعتقادی ندارند.


جناب آقای مهندس نبوی در مصاحبه ای که در خدمت شما خواهیم داشت ما دو محور کلی را برای بررسی مدنظر داریم؛ یکی تحلیل آرایش فعلی جریان ها و احزاب سیاسی و دیگری پیش بینی آینده این وضعیت با عطف به انتخابات آینده. تحلیل خود را از وضعیت و آرایش فعلی سیاسی کشور برای ما بفرمایید تا مبنایی باشد برای ادامه بحث و بررسی وضعیت احتمالی آینده.
وضعیت موجود سیاسی کشور ادامه همان وضعیتی است که فضای سیاسی کشور را عمدتا به دو جریان اصول‎گرا و اصلاح طلب تقسیم می‎کرد و ریشه آن به انتخابات ریاست‎جمهوری سال 76 باز می گردد که به صورت عمده جریان های سنتی چپ و راست را دو تشکل روحانی روحانیت مبارز و روحانیون مبارز نمایندگی کردند.
جریان اصول‎گرا متشکل از یک‎سری تشکل های همسو با جامعه روحانیت مبارز بود به‎اضافه تشکل ها و افراد جدید انقلابی که به هم پیوستند و جریان اصول‎گرا را تشکیل دادند. وجه‎مشترک این جریان عموما دغدغه خط امام، راه رهبری و اسلام سیاسی بوده است.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢۸

مهدی کروبی به دیدار خانواده منصوراسانلو که اتهامات وی هیچ ارتباطی به انتخابات ندارد و به دلیل تحریک کارگران به آشوب و ارتباط با محافل ضدانقلابی در زندان به سر می برد رفت.

 

به گزارش جهان مهدی کروبی در این دیدار و در ادعایی جدید ضمن ابراز تاسف و تاثر شدید از برخورد نظام با اسانلو ها ابراز امیدواری کرد تا هرچه سریع تر وی  به خانواده اش بازگردد.
 
کروبی با اشاره به مبارزات انقلابی امام گفت که بنای امام و ما که همراه ایشان بودیم این بود که بساط ظلم برچیده شود نه اینکه امروز به اینجا برسیم و ادامه داد:آن زمانی که ما مبارزه را شروع کردیم و امام نهضت خود را آغاز نمود، بنای انقلاب بر این اصل بود که به کسی ظلم نشود. رفتارهای وحشیانه ای که اکنون بر افراد و خانواده هایشان وارد می شود، ظلمیست که بر مردم وارد می گردد که نظام شاه هم با آنهمه فساد، انچنین رفتاری را با خانواده ها انجام نمی داد و من به عنوان عضوی از این نظام شرمنده شما هستم.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢۸

بعد از گذر 22 سال از پذیرش قطعنامه همچنان شاهد آن هستیم که بعضی از مسئولین چنان سخن می‌رانند که گویا آنها هیچ مسئولیت و نقشی در رسیدن به آنجایی که به پذیرش قطعنامه منتهی شد نداشتند و گویا دیگران بودند که باعث پذیرش قطعنامه شدند.

 

پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت آن هم بعد از گذشت یک سال از تاریخ صدور آن خود پیامی مهم داشت، پیامی که گوشه‌ای از آن با رمزخوانی گوشه‌ای از جعبه سیاه جنگ و انتشار نامه‌های مسئولین نظامی و اقتصادی کشور در سال‌های گذشته برای عموم مردم روشن‌تر شد. گفت‌وگو با جواد منصوری که خود از دو زاویه دیپلماتیک و نظامی به وقایع از نزدیک نگریسته می‌تواند قدمی رو به جلو برای رمزگشایی دیگر ناگفته‌های پذیرش قطعنامه باشد.  جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسداران و معاون آسیای وزارت خارجه در سال 1367 بوده است.

چگونگی پذیرش قطعنامه 598 بعد از گذر سال‌ها هنوز هم در هاله‌ای از ابهام است. گوشه‌ای از این ابهامات با انتشار نامه آقای محسن رضایی از سوی آقای هاشمی رفسنجانی در سال‌های گذشته تشدید شد. به واقع تا چه حد دیگر از ناگفته‌های چگونگی پذیرش قطعنامه باقی مانده است.
یکی از نکات مشترک دولت‌ها و مدیریت‌های مختلف کشور ما که منجر به عدم دریافت صحیح اطلاعات به مردم می‌شود، فرافکنی‌های بخشی از مسئولین ما است. به عبارت دیگر مسئولیت‌پذیری لازمه مدیریتی است که ما کمتر شاهد آن هستیم به همین علت بعد از گذر 22 سال از پذیرش قطعنامه همچنان شاهد آن هستیم که بعضی از مسئولین چنان سخن می‌رانند که گویا آنها هیچ مسئولیت و نقشی در رسیدن به آنجایی که به پذیرش قطعنامه منتهی شد نداشتند و گویا دیگران بودند که باعث پذیرش قطعنامه شدند.
این گونه ابهامات اولین و آخرین بار نیست که پیش آمد و با توجه به این روحیه مدیران، باید همچنان شاهد این ابهامات بود. در مورد پذیرش قطعنامه واقعیت آن است که ما در سال 66 در واقع حاضر به پذیرش واقعیت‌ها و تصمیم‌گیری مبتنی بر آن نشدیم، به این دلیل از سال 66 به بعد شرایط علیه کشور ما شد. مسئولین به دنبال انکار شرایط و تحلیل‌های غیر واقعی بودند، حتی صدور قطعنامه 598 که می‌توانست در سال 66 توسط ایران تا حدودی به نفع ما باشد تا از شرایط برتری خود استفاده ببریم عملاً این طور نشد. در سال 67 شرایط به گونه‌ای شد که احساس شد هر چه زمان می‌گذرد ما در موضع ضعف شدیدتری قرار می‌گیریم و امکان ندارد که آینده بهتری را در جبهه‌ها پیش‌بینی کنیم بنابراین فرایند پذیرش قطعنامه شروع شد.

با رجوع به نامه یاد شده این احساس به وجود می‌آید که گویا ما از اداره جنگ مستأصل شده بودیم، آیا به واقع این چنین بود؟
نامه در شرایطی نوشته شده بود که به واقع هیچ امکان دیگری برای ادامه جنگ وجود نداشت و حتی کسانی که قبل از نگارش این نامه ادعا می‌کردند ما در مدت 6 ماه تکلیف حکومت عراق را مشخص می‌کنیم و در بغداد خواهیم بود، خود این نامه را نوشتند. این بدان معنا است که شرایط ناگوار سال 67 این افراد را مجبور به پذیرش واقعیت کرد. 

یعنی شکست‌های سنگین ما در فاو مسئولین جنگ را مجبور به پذیرش قطعنامه کرد؟
تنها در فاو نبود بلکه شرایط خیلی کلی‌تر بود. روحیه رزمنده‌ها در کنار پشتیبانی‌های مربوطه در جبهه‌ها به نازلترین حد خود رسیده بود. همچنین رژیم بغداد به علت حمایت‌های گسترده بسیار تقویت شده بود و استفاده فراگیر رژیم بعثی از موشک‌های دوربرد و سلاح‌های شیمیایی به سادگی قابل مقابله نبود.
به این دلیل پذیرش قطعنامه تنها راه برون رفت از شرایط موجود بود.

بنابراین بعد از فتح خرمشهر شرایط کشور برای پذیرش قطعنامه مناسب‌تر نبود؟
در اینجا بحث تفاوت دیدگاه‌ها مطرح می‌شود، به هر حال ما حتی در سال‌های 65 و 66 هرگز فکر نمی‌کردیم به جایی برسیم که مجبور به پذیرش قطعنامه آن هم از موضع ضعف شویم. بنابراین در سال 61 و بعد از فتح خرمشهر این تصور به وجود آمده بود که می‌توان روند پیروزی‌ها را تا نابودی صدام ادامه داد اما با ورود فاکتورهای جدید در جنگ همچون ورود ابزارآلات نوین نظامی این پیش‌بینی تغییر یافت.

مثلث رضایی، میرحسین موسوی و هاشمی در پذیرش قطعنامه و موفقیت یا عدم موفقیت ما در جنگ چه نقشی را داشتند؟
به هر حال این افراد شاید بیشترین تأثیر را در تصمیم‌گیری‌ها داشتند اما افراد دیگری هم نقش داشتند که این نقش با اهمیت محسوب می‌شود.

اگر بخواهید صراحتاً پاسخ دهید آیا پذیرش قطعنامه به سود کشور و نظام بود یا نه؟
قطعاً در آن مقطع به صلاح بود.

پس چرا حضرت امام(ره) از تعبیر جام زهر استفاده نمودند؟
ایشان با توجه به شرایط به نوعی مجبور به پذیرش قطعنامه شدند؛ بنابراین حضرت امام(ره) برای حفظ نظام چاره‌ای جز پذیرش قطعنامه نداشتند. بنابراین شاید قبول قطعنامه و استمرار نظام جمهوری اسلامی به نوعی با هم پیوند خورده بود که امام(ره) ناچار مجبور به قبول قطعنامه شدند.

تأثیر این پیام بر روی بچه‌های مذهبی و حزب‌اللهی چگونه بود؟
انتشار این خبر بسیار ناراحت‌کننده بود و چه افراد بسیاری بودند که در آن روز گریه‌ها کردند. فردای آن روز آقای موسوی به عنوان نخست‌وزیر تمامی معاونین، وزرا و سازمان‌ها را به دفتر نخست‌وزیری دعوت کرد و بعد از آن که ماجرا را تشریح کرد در آن جلسه معاونین وزرا چه گریه‌هایی کردند. حال شما شرایط اینها را با فردی مقایسه کنید که تمام آرزویش سقوط رژیم بعثی و محاکمه صدام بود.

این آرزوها و شعار فتح بغداد و کربلا و حرکت به سوی قدس «راه قدس از کربلا می‌گذرد» آیا مبتنی بر واقعیت بود یا آنکه تنها آرمان طلبی بیش نبود؟
البته خیلی از افراد از سال 62 قاطعانه می‌گفتند جهان اجازه نخواهد داد حکومت صدام به دست ایران ساقط شود؛ قذافی در ملاقات خود با مسئولین کشور ما صراحتاً با بیان مطلب فوق گفت: می‌دانید که من با صدام روابط خوبی ندارم اما امکان ندارد که عرب‌ها بگذارند یک عرب توسط غیرعرب ساقط شود.

آیا مسئولین ما به این کدها توجه نداشتند؟
باید این موارد را از خودشان بپرسید اما اینها این حرف‌ها را شوخی یا مبالغه‌آمیز می‌دانستند. احساسات عرب‌ها در حمایت از هم‌نژادهای خود بسیار جدی است و ما در سال 63 تلاش کردیم با تهیه پیش‌نویس قطعنامه‌ای موجب اخراج اسرائیل از سازمان ملل شویم و جالب آن که دولت‌های عربی تأکید کردند ما به این قطعنامه رأی نخواهیم داد چرا که این مسئله‌ای عربی است و نباید با نام ایران گره بخورد.

نقش آقای هاشمی در پذیرش قطعنامه با توجه به سخنان اخیر ایشان و افشا کردن نامه‌های سری توسط ایشان چگونه ارزیابی می‌شود؟
هیچ‌کس نمی‌خواهد که توقف جنگ به نام او رقم بخورد و همه افراد در این مورد با هم اشتراک نظر دارند.

علت آن چیست؟
به خاطر آن که در تاریخ این کشور ثبت نشود که فلانی موجب توقف جنگ شد و حتی هم‌اکنون نیز افراد نمی‌آیند صراحتاً از نقش خود در پذیرش قطعنامه سخن بگویند. همه افراد دخیل در این ماجرا به دنبال آن هستند که این پیشنهاد قبول قطعنامه را به گردن دیگری بیندازند. نظامی‌ها می‌گویند مجموعه مدیران سیاسی کشور خواستند ما دست از جنگ بکشیم. نیروهای سیاسی نیز هرگز زیر بار نمی‌روند.

جنابعالی در آن ایام در وزارت امور خارجه بودید گویا اختلافاتی بین آقای جواد لاریجانی و آقای ولایتی در پذیرش قطعنامه بوده است این اختلافات به چه مواردی برمی‌گشت؟
آقای لاریجانی معتقد بودند پذیرش قطعنامه با توجه به شرایط کشور به نفع ما خواهد بود و آقای ولایتی با توجه به ملاحظه فضای عمومی معتقد به این تصمیم نبودند.

در پایان هم نظر آقای لاریجانی به کرسی نشست.
زمانی که آقای ولایتی در سفر خارجی بودند دولت و ریاست جمهوری تصمیم به قبول قطعنامه گرفتند و بنابراین از آقای لاریجانی به عنوان معاون امور بین‌الملل وزارت امور خارجه دعوت به عمل آوردند، در آن جلسه چندین ساعته چگونگی پذیرش قطعنامه مطرح می‌شود و در نهایت تصمیم می‌گیرند که ما قطعنامه را از کانال رسمی سازمان ملل بپذیریم چرا که عده‌ای معتقد بودند ما به واسطه یک کشور میانجی قطعنامه را بپذیریم. آقای ولایتی ساعت 10 شب از سفر بازگشتند و تا ساعت 2 بامداد متنی که قرار شد به سازمان ملل داده شود تهیه و به نیویورک ارسال شد.

دلیل انفعال رزمندگان و بچه‌های حزب‌اللهی بعد از جنگ و گوشه‌نشینی آنها به چه مواردی برمی‌گشت؟
خیلی از رزمندگان و حزب‌اللهی‌ها با توجه به اطلاعات و تحلیل‌هایی که در اختیار آنها قرار می‌گذاشتند با طرح قبول قطعنامه به نوعی سرخورده شدند. همچنین بعد از جنگ سیاست‌هایی اتخاذ شد که می‌خواست به جهان اعلام کند که ما عوض شدیم و ما می‌خواهیم فضای جدیدی را باز کنیم، بنابراین باید نیروهای انقلابی به تدریج کنار گذاشته می‌شدند و انتخاب مدیران کشور خود به نوعی بیانگر این نگرش بود و شعار سازندگی و تلطیف فضا بعد از پذیرش قطعنامه به نوعی منجر به دگرگونی سیاست‌ها شد.

ارزیابی بنده از سخنان شما اینگونه است که پذیرش قطعنامه به سود کشور بوده و ما باید این قطعنامه را زودتر و حتی بعد از فتح خرمشهر می‌پذیرفتیم، آیا این ارزیابی صحیح است؟
چنانچه کشور قطعنامه را در سال صدور آن یعنی سال 66 می‌پذیرفت موضع کشور بسیار بهتر می‌بود و ما می‌توانستیم خواسته‌های بیشتری را مطرح کنیم و بر آن پافشاری کنیم چرا که در آن ایام در موضع قدرت بوده‌ایم اما در سال 67 در موضع ضعف بوده‌ایم و اگر قطعنامه را نمی‌پذیرفتیم شرایط کشور وخیم‌تر می‌شد و حتی ما شاید در مقام تسلیم باید شرایط را می‌پذیرفتیم.

با این شرایط آیا دفاع 8 ساله را پیروزی قلمداد می‌کنید؟
از جهاتی پیروزی بزرگی برای ما در جنگ به وجود آمد. اما عملاً ما به هیچ یک از شعارهای راهبردی خود نرسیده‌ایم.
ملاک، شعارهایمان نیست بلکه باید به تغییرات منطقه‌ای و جهانی اشاره کنیم. معتقدم که اگر جنگی رخ نمی‌داد قطعاً ملی‌گراها انقلاب را قبضه می‌کردند و این نکته مهمی است چرا که در جریان جنگ بسیاری از جریان‌های ضد انقلاب تسویه شدند.

پذیرش قطعنامه چه پیامی می‌توانست برای مسئولین داشته باشد؟
امیدوار بودیم که با پذیرش قطعنامه مسئولین ما واقع‌بین شوند و با تحلیل صحیح شرایط کشور و خارج از آن واقع‌بینانه تصمیم بگیرند. البته واقع بین بودن به معنی واقعگرا نیست بلکه به معنی دیدن صحیح تحلیل مبتنی بر واقعیت و تصمیم‌گیری در آن راستا است، اتفاقی که متأسفانه رخ نداد.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢۸

جلسه ما با آقای دبیر کل آغاز شد و آقای دکتر ولایتی که شاید در 25 سال اخیر سیگار نمی‌کشیدند، از شدت عصبانیت به خاطر شنیدن خبر حمله منافقین و برای کنترل خودشان جلوی آقای دبیر کل سیگار روشن کردند و این مطلب هم به دبیر کل گفته شد.
در 25 تیر 67، جلسه‌ای در تهران با حضور سران سه قوه، اعضای مجلس خبرگان، شورای نگهبان، شورای عالی قضایی و دو نماینده از سوی حضرت امام یعنی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خمینی و آیت الله توسلی و آیت الله مهدوی کنی تشکیل شد.

چهار گزینه در آن زمان وجود داشت؛ یکی بحث میانجیگری الجزایر بود و دیگری پیشنهاد پاکستان به واسطه گری و بعد هیأت میانجیگری سازمان کنفرانس اسلامی که در تهران بود و گزینه چهارم، پذیرش قطعنامه بود.

همان گونه که می‌دانید در کل جنگ، دوازده قطعنامه و ده بیانیه از سوی شورای امنیت صادر شد. به هر روی، در این جلسه که وزیر امور خارجه هم به دلیل مسافرت حضور نداشت و نماینده‌ای هم از وزارت خارجه نبود، نتیجه این شد که پذیرش قطعنامه 598 بهتر از راه‌های دیگر است.

قطعنامه 598 که مهمترین قطعنامه جنگ ایران و عراق بود، در سی ام تیر 66 صادر شد و مشخص است که این جلسه حدود یک سال پس از صدور قطعنامه تشکیل شده است.

گفتنی است، عراق در همان زمان صدور قطعنامه آن را پذیرفته بود. پذیرش قطعنامه را آیت الله خامنه‌ای رئیس جمهور وقت در نامه‌ای به دکوئیار، دبیر کل وقت سازمان ملل در 26 تیر 57 اعلام کردند و 27 تیر 67، ساعت 14 بود که در اخبار رادیو پخش شد و یک باره موجی در ایران و دنیا ایجاد شد که چگونه ایران این قطعنامه را پذیرفت و حتی برخی از رزمندگان به حال یأس و ناامیدی رسیدند.

پس از آن این پرسش مطرح شد که تاکنون جنگ در دست نیروهای مسلح بوده است، ولی مسئولیت مذاکرات چه می‌شود که سرانجام محسن رضایی از حضرت امام (ره) در این باره پرسید که امام فرمودند به عهده وزارت خارجه است.

به هر روی، دوم مرداد به نیویورک رفتم و من صبح بود که آقای دکتر ولایتی را دیدم و در اتومبیل بحث داده شدن مسئولیت مذاکرات به وزارت خارجه مطرح شد. من گفتم که ستادی تشکیل دهیم و همان جا نامش را ستاد سیاسی و جنگ تحمیلی گذاشتیم که تا پایان مذاکرات هم این نام باقی ماند.

چهارم مرداد نخستین دیدار ما با رئیس برزیلی شورای امنیت رخ داد که آقای دکتر لاریجانی به آن فرد گفتند که اطلاع پیدا کرده ایم که عراق دوباره به ما حمله کرده است و او گفت در این باره تحقیق خواهد کرد.

ساعت 10 و 57 دقیقه بود. برای دیدار با آقای دبیر کل سازمان ملل می‌رفتیم که سفیر کشورمان در سازمان ملل به ما اطلاع داد که شب گذشته، منافقین به ایران حمله کرده‌اند و بخش گسترده‌ای از خاک ما را گرفته‌اند و برخی از مناطق تا صد کیلومتر جلو آمده‌اند و هم اکنون هم در سی کیلومتری کرمانشاه هستند.

اوضاع عجیبی بود. به هر روی، یک فکر این بود که این فریبی برای ایران است تا نیروهای خود را به این منطقه یعنی غرب کشور وارد کند تا دوباره از جنوب آنها (عراقی ها) حمله کنند.

جلسه ما با آقای دبیر کل آغاز شد و آقای دکتر ولایتی که شاید در 25 سال اخیر سیگار نمی‌کشیدند، از شدت عصبانیت به خاطر شنیدن خبر حمله منافقین و برای کنترل خودشان جلوی آقای دبیر کل سیگار روشن کردند و این مطلب هم به دبیر کل گفته شد.

پس از آن جلسه، نشست خصوصی دکتر ولایتی و آقای دبیر کل دکوئیار انجام شد که دبیر کل از ایران خواسته بود که به او فرصت داده شود تا در این باره تحقیق کند. آقای دکوئیار به یکی از معاونان خود تلفن می‌زند که از آمریکایی‌ها بخواهید تا درستی و نادرستی این مسأله را روشن کنند. شما می‌دانید که آمریکایی‌ها در آن زمان، هوایپماهای جاسوسی خود را در منطقه پرواز می‌دادند و حتی رامسفلد هم اعتراف کرد که اطلاعات این جاسوسی‌ها را در اختیار عراق می‌گذاشتند. عصر همان روز ساعت 6 دومین ملاقات با دبیر کل انجام شد و آقای دکوئیار گفت که آمریکایی‌ها می‌گویند ایران درست می‌گوید.

به هر روی، آقای دکوئیار گفت: من با اعضای شورای امنیت صحبت می‌کنم تا از عراق بخواهند از این کارها دست بکشد. ما در پانزده روزی که در نیویورک بودیم، ده جلسه با دبیر کل و نشست‌های بسیاری با رئیس شورای امنیت و خود شورای امنیت داشتیم.








نویسنده : سهیل ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٧

هرگاه نامه‌های نهضت آزادی در سه سال آخر جنگ تحمیلی منتشر می‌شد و در آن از خستگی مردم از وضعیت کشور سخن می‌رفت، صدام برای تحقق چنین تحلیلی، حملاتش را به شهرها گسترش می‌داد.

 
 




در نامه شماره (2) سران نهضت آزادی و دیگر ملی‌گراها در کمال خفت و خواری در نامه‌ای به خاویر پرزدکوثیار خواستار جلوگیری او از حمله ایران و عراق به شهرها می‌شوند!

در نامه شماره (3) جمعیتی مجعول به نام جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران به مردم ایران، شب نامه صادر می‌کند و در آن جنگ را خانمان‌سوز می‌خواند و از نهضت آزادی دفاع می‌کند!


  در نامه شماره (1) نهضت آزادی به امام(ره) می‌نویسد که پیام‌رسان اعتراضات میلیون‌ها نفر از هموطنان و همسایگان زیر ترس و اختناق است! در این نامه از صدا و سیما به عنوان رسانه دروغ‌پرداز نام برده می‌شود و امام امت(ره) متهم به کفر، لجبازی، یک‌دندگی، دیکتاتوری، بی‌تقوایی و به پرتگاه بردن کشور می‌شود!







نویسنده : سهیل ; ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٧

هفته گذشته روز چهارشنبه ساعت 15 جمعی از دانشجویان فعال در دانشگاهها دیداری با علی لاریجانی داشتند که وی درخصوص مسائل مختلف از جمله حوادث پس از انتخابات ، عملکرد دولت و دانشگاه آزاد نکاتی را مطرح کرد.آنچه در جلسه گذشته است از زبان یکی از دانشجویان حاضر در جمع در ادامه می آید.

 

لاریجانی در این جلسه در خصوص تجمع دانشجویان در برابر مجلس گفت:استاندار تهران با ایشان تماس گرفته اند و گفته اند بسیج دانشجویی از ما مجوز کتبی گرفته بود ولی ما آن را تلفنی بخاطر تماس وزیر اطلاعات با استاندار مبنی بر اینکه این تجمع به صلاح نیست، لغو کردیم .
لاریجانی چندان با این تجمع موافق نبود و اعتقاد اشتند راه های بهتری برای حل مساله وجود داشت و گفتند که من از اول هم با این مصوبه مخالف بودم و قبلا هم به طراحان آن تذکر داده بودم و اصلا خودم در جلسه به منشی اشاره کردم که اخطار قانون اساسی را اشاره کن تا من هم آن را تایید کنم تا به نوعی مانع از تصویب آن شویم .
لاریجانی، از برخی شعارها مثل مجلس جاسبی گرا یا ... نیز مقداری شاکیت داشت و گفت اصلا مجلس اینطور نیست و دغدغه اصلی نمایندگان بخاطر حوزه های نمایندگی خودشان است که سریعتر در آنها دانشگاه آزاد تاسیس گردد تا در واقع محیط حوزه نمایندگیشان علمی تر شود .
وی همچنین از اینکه این تجمع در بی بی سی فارسی پخش شد نیز ابراز ناراحتی کرد و با آوردن آیین نامه مجلس و خواندن بندی از آن ادعا داشتند که قانونا ایشان نمی توانسته اند، آن مصوبه را از دستور مجلس خارج کنند و باید رای نمایندگان خواسته می شده است .

 


وی در ادامه گفت که آقای جنتی همان شب با من تماس گرفتند و گفتند که از تلویزیون تذکر قانون اساسی شما را دیدم و من هم موافق حرف شما هستم اما اگر شورای نگهبان رد کند و به مجلس بازگردد، و دوباره همان قبلی تصویب شود به مجمع تشخیص خواهد رفت که من به ایشان هم گفتم که چنین نخواهد شد و ما فضای مجلس را آماده خواهیم کرد .
آقای لاریجانی گفتند که امروز شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد قانونگذاری شده است و گه گاه وارد مسایلی نیز می شودکه هیچ ربطی به آن ندارد مثل تصویب موسسه سعدی و اشاره کردند که این دعوای میان مجلس و شورا همیشه بوده است و رهبری شورا را به عنوان دیده بان فرهنگی می دانند،
لاریجانی از اینکه یکی از سایت های اصولگرا او را با کروبی مقایسه کرده بسیار بسیار ناراحت بود، و گفت که منظور از دریده گو نیز دانشجویان نبوده اند بلکه همین سایت مذکور بوده است .

 


دانشجویان در پاسخ به سخنان آقای لاریجانی گفتندکه اینکه شما میفرمایید من از اول هم مخالف بودم چندان صحیح بنظر نمی رسد زیرا حدود دو هفته قبل از جلسه علنی مجلس، یکی ازمعاونان جاسبی از نامه ای به رهبری با امضای شما در حیطه مسایل دانشگاه آزاد خبر داده بود، ضمن آنکه همان روزهای قبل از تصویب آن مصوبه ننگین بسیاری از نمایندگان از حضور معاونان و اعضای دانشگاه آزاد در پشت صحن علنی مجلس برای لابی خبر می دادند که این نیز بسیار مهم است . ضمن آنکه مردم از مصوبه مجلس فقط شاکی نبودند زیرا حدود یکسال است که مردم از اینکه می بینند پول هایی که برای تحصیل فرزندانشان به حساب دانشگاه آزاد واریز می کرده اند در ستاد موسوی و بعد از آن در طول فتنه،بخصوص 13 آبان و 16 آذر خرج می شده است ناراحت بودند . و حتی در 22 خرداد امسال نیز باز هم شنیدیم که دانگاه آزاد برخی از کلاس ها خود را تعطیل کرده است تا دانشجویان به خیابان بیایند . لذا مردم شکایتشان نه از یک مصوبه که در طول یکسال شکل گرفته است .

 


دانشجوها از نطق لاریجانی که فردای تجمع در مجلس مطرح کرد نیز گلایه مند بودند و از اینکه لاریجانی بخاطر چندشعار عده ای قلیل کلیت تجمع را زیر سوال برده است، شکایت کردند و بیان داشتند که چطور شما در انتخابات می گفتید باید جساب عده ای از معترضین از فتنه گران اصلی را کنار گذاشت اما در تجمع ما حاضر نشدید بگویید که باید حساب برخی افراد محدود و شعارهای تندشان را از کلیت تجمع بسیجیان دانشجو کنار گذاشت .
دانشجویان تاکید کردند که ما از وضع برخی نمایندگان و فرزندانشان و مراحل گرفتن مدارک تحصیلیشان آگاهی داریم لذا نفرمایید که برای علم در شهرستانشان و یا تاسیس دانشگاه آزاد در آن دغدغه مند هستند زیرا بسیاری از دانشگاه های دیگر نظیر پیام نور در شهرستان ها شعبه دارند و واقعیت این است که بسیاری از نمایندگان وام دار جاسبی هستند و شما نیز احتمال زیاد از آن خبر دارید .
ضمنا بچه ها به لاریجانی اشاره کردند که صحبت های رهبری در باب شورای انقلاب فرهنگی واضح است و اینکه شما با یک مثال کوچک مثل بررسی اسانامه موسسه سعدی می خواهید آن را کمرنگ جلوه دهید، تطابق ندارد و همانطور که خود شما نیز در جلسه اشاره کردید، رهبری فرموده اند در مواردی که شورا در آن ورود می کند مجلس وارد نشود که چندین ماه بود که شورا وارد این مساله شده بود و نباید مجلس دخالت می کرد .یکی از دوستان نیز بخشی از یکی از سخنرانی های آقا در سال 74 را قرائت کرد که مصوبات شورا را عین قانون دانسته اند .

 


هیچ ضمانتی هم برای اینکه مصوبه بعد از رجوع شورای نگهبان دوباره تصویب و به مجمع تشخیص ارسال نگردد وجود نداشت، کما اینکه بارها نیز این اتفاق افتاده بود و تجمع دانشجویان از آن جلوگیری کرد .
مقایسه کروبی با شما نیز قابل دفاع نیست اما واضح است که قاطعیت عملکرد کروبی بیشتر بود که لاریجانی در پاسخ پیام آقا به کروبی را مصداق حکم حکومتی می دانست اما این سخنان واضح را خیر .
فتنه و موضع گیری دو پهلو
دکتر لاریجانی در باب فتنه و ایرادی که بچه ها به موضع هایی که باید می گرفت اما نگرفت و سکوت اختیار کرد و یا موضع گیری های دو پهلویش داشتند اینگونه پاسخ داد که ما به اندازه کافی صحبت کردیم و فیلم و صوت سخنانم هست، البته ایشون معتقد بود که ما همراه با شیب کارهای اونها موضع گیری می کردیم و هرچه اونها تندتر می شدند ما هم تندتر می شدیم .ضمنا گفتند که وظیفه ما حمایت از مواضع رهبری است که ما هم این کار رو کردیم .
لاریجانی از فضای رسانه ها هم کلی گلایه کرد و از اینکه چندبار تا حالا گفته شده که لاریجانی با موسوی تماس گرفته و پیروزی اش در انتخابات را تبریک گفته، گلایه می کرد و اون رو دروغ خواند. میگفت که یکی از نمایندگان هم که بارها این حرف رو تکرار کرده و حتی چندبار در دفتر من هم آمده و می داند هم که دروغ می گوید هر دفعه این مساله را تکرار می کند و از اینکه چرا اینقدر فضای رسانه ها مسموم و آغشته به تهمت شده، صحبت کرد.

 

 

دانشجوها در این قسمت به آقای لاریجانی گفتند در اینکه شما کمتر موضع گیری کرده اید، و یا سخنان دوپهلو داشته ایدخیلی شکی نیست و همین که می فرمایید ما باید از مواضع رهبری حمایت کنیم این مساله مشخص می شود،زیرا حمایت از مواضع رهبری در سخن جمله زیبایی است اما باید ما اینقدر از خود هزینه کنیم که رهبری نیازی به سخن نبیند و بالعکس ایشان از مواضع ما حمایت کند، لذا اینکه رهبری بارها نخبگان را به موضع گیری و پرهیز از سکوت دعوت می کردند از همین منظر قابل بیان است والبته اشاره هم داشتند که نخبگان در فتنه اخیر مردود شدند که واقعیت آن است که نخبگان سیاسی مطرح جامعه افراد چندان زیادی نیستند و این پی بردن به اشتباهات اونها در عدم موضع گیری رو راحت تر می کند .

دانشجوی دیگری گفت در ماجرای اعتراض مردم به سید حسن خمینی در سالگردارتحال امام، عده ای از جمله خود سید حسن و اعوان و انصارش بسیار کوشیدند تا بگویند که معترضان عده قلیلی بیش نبودند و آنها را هم احتمالا دولت و یا مصطفی نجار تحریک کرده اند اما خود شما می دانید که فارغ از اینکه تا چه حد شکل این اعتراض صحیح بود یا غلط، اما بالاخره مردم به عملکرد ایشان در فتنه بخصوص بخاطر سکوت هایش و در پنهان، همراهی هایش اعتراض داشتند و البته این اعتراض ناشی از تصاویر سید حسن با سران فتنه در عروسی ها و مجالس دیگر نبود زیرا این تصاویر عمدتا در سایت ها و اینترنت منتشر می شد و با توجه به اینکه فقط عده ای کم از جامعه ما، آن هم عمدتا دانشگاهیان به اینترنت دسترسی دارند، و با توجه به اقشاری که در سالگرد امام شرکت می کنند و اکثرا مردم عادی کوچه بازار هستند، بعید است که این تصاویر انگیزه اصلی بوده باشد، بلکه بالا رفتن ضریب بصیرت و آگاهی مردم است که باعث شناختن سید حسن شده است، و این اعتراض امروز در میان جوامع انقالابی کشور تقریبا نسبت به شما نیز موجود دارد و اگر بخواهید عینک واقع بینی خود را همچون سید حسن بردارید و فقط این و آن را متهم کنید، خود ضرر می نمایید . زیرا در صحبت های همین جلسه شما و دیگر سخنرانی های علنیتان آشکار است که عمدتا اشکالات را از ناحیه دیگران بخصوص برخی از دولتمردان می بینید، حتی در سخنرانی بعد از اعتراض های دانشجویی گفتید که بعضی بخاطر قوه دیگری ( دولت ) به مجلس اعتراض می کنند در حالیکه معترضین همین ما بودیم که البته به دولت هم در ماجرای مشایی و خیلی مسایل دیگر انتقادت جدی داریم و علنی نیز بیان کرده ایم اما شما همه اعتراض های بخودتان را از ناحیه سایت ها و افراد خط دار میبینید و این نصیحت ما بخاطر دلسوزی است که به شما به عنوان کسی که از نیروهای انقلابی بوده اید داریم و باید به راحتی بگوییم که علی لاریجانی صداسیما و شورای عالی امنیت ملی با علی لاریجانی مجلس خیلی متفاوت است .

 


بچه ها بحث اینکه در طول فتنه سخنان شما خوراک رسانه های دوم خردادی بود را نیز مطرح کردند و گفتند چرا آقای هاشمی وقتی گزینه های خود را برای دولت وحدت ملی مطرح می کرد یکی از آن 3 نفر شما بودید و یا چرا وقتی فائزه هاشمی در آن صوتی که از او پخش شده است بعد از جسارت های هتاکانه به رهبری، یکی از گزینه های اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری دهم را شما می دانست و یا چرا تئوریسین های دوم خرداد گه گاه شما را کاندیدای خود می پنداشتند ؟

لاریجانی جواب داد که خوب دولت به اصل 44 خوب عمل نمی کند و رهبری هم از این امر ناراحت است و ما صدتا پیغام و نامه مخفی دادیم اما گوش نمی کنند و یا موارد دیگری که دولت به قانون عمل نمی کند، آنگاه من مجبور میشوم علنی صحبت کنم چون راه دیگری نیست !!
در باب اینکه چرا من گزینه اصلاح طلبان هستم و یا آقای هاشمی، اولا آنکه آقای هاشمی هیچگاه با بنده در رابطه با انتخابات صحبت نکرد و اگر هم میکرد من قبول نمی کردم،که دانشجویان گفتند ما هم نگفتیم با شما صحبت کرد، بحث بر سر این است که چرا شما را مطرح کرد ؟








نویسنده : سهیل ; ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۴/٢٧


کارگزاران دستگاه امنیتی انگلیس و بی‌بی‌سی دست نیاز خود را به سوی وزارت خارجه انگلیس دراز کرده و از سفارت خود در تهران تقاضاهایی داشته‌اند.

 

 

با افشای نیت سوء دولت تونی بلر درباره اخبار دروغ مرتبط با ایران توسط سفیر سابق این کشور در تهران و همچنین کمبود اخبار ضدجمهوری اسلامی ایران در بنگاه شایعه پراکنی بی‌بی‌سی و شکست مأموریت‌های این رسانه‌ها در جنگ نرم علیه ایران، کارگزاران دستگاه امنیتی انگلیس و بی‌بی‌سی وادار شدند دست نیاز به سوی وزارت خارجه انگلیس دراز کنند و از سفارت خود در تهران بخواهند با جمع‌آوری اخبار اجتماعی و فرهنگی ایران دور تازه‌ای از خبرسازی و رخنه فرهنگی و ساختارشکنانه را در جامعه ایران بویژه جوانان و نوجوانان فراهم سازند.

 

در تقاضانامه‌ای که از سوی بی‌بی‌سی به وزارت خارجه انگلیس ارسال شده، پیگیری در بازار نشر ایران بویژه ترجمه، اخبار تئاتر و سینما بویژه سیاه‌نمایی جامعه ایران پس از انقلاب، آسیب‌های اجتماعی، چالش‌های اقتصادی و حتی پوشش و رفتارشناسی نسل جوان ایران به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است. براساس گزارش جهان، در این درخواست همچنین جمع‌آوری اخبار درباره گرایش به موسیقی و اشاعه فرهنگ غربی در ایران و خوانندگان جوان زیرزمینی نیز مورد توجه قرار گرفته و از سفارتخانه‌های انگلیس در کشورهای همسایه ایران بویژه کشورهای حوزه خلیج فارس خواسته شده است از ایرانیان مسافر و مقیم این کشورها بیشتر درباره بافت‌های فرهنگی و اجتماعی ایران اطلاعات جمع‌آوری شود. رخنه هرچه بیشتر به دانشگاه‌های ایران، توجه به نشریات دانشجویی و شکار اطلاعات از طریق اینترنت با حیله‌های تازه و فراتر از آن به‌دست آوردن فیلم‌های کوتاه جوانان ایرانی و فیلم‌های مستند، از دیگر تقاضاهای بی‌بی‌سی از دستگاه دیپلماسی انگلیس در ایران است.

 

 

اخیراً بی‌بی‌سی فارسی با افزایش نگاه خود به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران فصل تازه‌ای از تخریب و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرده است. گفتنی است، در جریان فتنه پس از انتخابات یکی از مسؤولان مهم سفارت انگلیس در تهران در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی ایران بشدت فعال بوده و در این راه گروهی از اتباع ایران را به استخدام خود درآورده بود. با این وجود با تنگ شدن حلقه‌های جاسوسی مرتبط با انگلیس و در هم شکستن جریان فتنه، فرافکنی دستگاه شایعه‌پراکنی لندن اکنون به اوهام و خیالات منتهی شده است.